منتظریم تا هستیم

 

نه اینکه حرف نباشه ، نه! نه اینکه اصلا حس نوشتن هم نباشه ، نه نه مسئله اینه که نمی شه تو این وبلاگ هرچی دلت می خواد بنویسی! اسمش ثقیله وزنش سنگین و سوادی که می خواد دائم الدسترس نیس! اما خوب مگه می شه وبلاگ برا یادگاریش درست کنی و برا خودش حرفی نزنی؟ غدیر داره میاد همونی که خیلیا دلشون نمی خواد بیاد ...

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 

"هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است... هرکس با بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد"

خطابه غدیر

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۸/۱٠ توسط masood | نظرات()

 

چقدر سخته که بخوای چیزی رو به بقیه بشناسونی که خودت نمیشناسیش!

چقدر بده خرما بخوری و به مردم بگی‌ خرما نخورن

چقدر بده همه رو دوست داشته باشی‌ و کسی‌ دوستت نداشته باشه

امروز تولد شماست و تولد من!

تولدمون مبارک آقا جون

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢٦ توسط masood | نظرات()

 

باران که بگیرد ، هر آنچه غبار تکرار بر خود گرفته تازه میشود

آخرین باران ، راه باریدن گرفته ....

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٧ توسط masood | نظرات()

 

میدونستم شما مثل بقیه ما رو به حال خودمون ولمون نمیکنید!

میدونستم مقصریم اما مطمئن بودم مثل دایه ‌های مهربونتر از مادر فکر نمیکنید‌! 

میدونستم لطف شما و خاندانتون شبیه لطفهای ماها نیست ولی‌ باورم نمی‌شد... که شد! ایشالا کاری که می خوایم انجام بدیم خدمت گذاری باشه و لایقش باشیم ...

واقعا مرسی قلب

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٥ توسط masood | نظرات()

 

کی می رسد باران؟

 آب و هوای شنبه تا پنج شنبه

هر چه فال می گیرم

«داد از غم تنهایی » است!

به جمعه که می رسم:

« که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد»

 و «لیلی » در کجای این شعر؟

 از مجنون بپرسید!

 از شنبه تا پنج شنبه می نویسم:

آن مرد

 در باران خواهد آمد

جمعه اما:

«زیر باران باید رفت

دوست را

زیر باران باید دید»

 با «نیما » نشسته ام و

داغ های کویر را می شمارم:

«قاصد روزان ابری داروگ !

کی می رسد باران؟»

 جمعه

با بیداری بیعت می می کنم و

با«طاهره بانو»

 به دیدار صبح می شتابم:

 «رفتن به راه می پیوندد

ماندن به رکود»

تو حاضری

در خانه و کوچه و خیابان

ما اما به آسمان خیره شده ایم و

غیبت خودمان را باور نمی کنیم!

 جمعه

نور ظهور تو

صورت اتاق را نورانی کرده است

 مادرسفره می اندازد

با یک بشقاب اضافه

 و من بی قرار

به انتظار سفره نگاه می کنم و

آه . . .!

 

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱۳ توسط masood | نظرات()

 

 

قَالَ أَبُوعَبْدِ اللَّهِ (ع) : أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَرْضَى مَا یَکُونُ عَنْهُ ، إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللَّهِ ، فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَ حُجِبَ عَنْهُمْ ، فَلَمْ یَعْلَمُوا بِمَکَانِهِ وَ هُمْ فِی ذَلِکَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَمْ تَبْطُلْ حُجَجُ اللَّهِ وَ لَا بَیِّنَاتُهُ فَعِنْدَهَا؛ فَلْیَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً

نزدیکترین حالت بنده به خدا و راضی ترین لحطه خدا از او زمانی است ، که حجت خدا را گم کرده اند ، و برای آنها ظاهر نشده است ، و از آنها پوشیده است و پس مکان او را ندانند درحالیکه انها در این مورد میدانند که حجتهای خدا و بینات و دلایل آنها از بین نمی رود. پس در آن حال باید صبح تا شام در انتظار فرج باشند

بحارالأنوار 52 94

 

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱۳ توسط masood | نظرات()

 

نه! مسافرت هم توجیه خوبی‌ نیست! مرد و قولش! هه چه مردی و چه قولی‌!؟ سالی‌ که نکوست از بهارش پیداست و آتیش تند ما همیشه زودتر از همه خاموش می‌شه حتی اگه پای حضرت در میون باشه ... ولی من آدمت می کنم !!

 

دیشب کسی برای تو سجاده وا نکرد بغضی ترک ندید،گلویی صدا نکرد انگار ما بدون حضورتو راحتیم وقتی کسی برای ظهورت دعا نکرد ...

 

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱۱ توسط masood | نظرات()

نیامدی...

آه ازین چشم های بی لیاقت

تو باشی و ما تو را نبینیم!؟

آه ازین دل بی لیاقت

تو غریب باشی و ما را غم نباشد!؟

آه ازین همه بی غیرتی

تو « هل من ناصر » بگویی و ما این همه کر!؟


چند جمعه مانده تا لایق شدنمان ارباب؟

برای بیداریمان دعا می خوانی دلشکسته ی من؟

چقدر از آسمان دورم

چقدر رنگ زمین گرفته دلم

چقدر غرق ظلمتم، چقدر دلتنگ نورم

از آسمان به زمین نیامدیم برای رنگ زمین گرفتن

اینجا قرار بود نقطه ی پروازم شود تا خدا،

اینجا قرار بود همانی شوم که او می پسندد.

خودش تو را به یادم اورد ، خودش تو را در دلم نشاند

دلم به دستت ای رابط میان زمین و آسمان، ای امام هدایت، ای مهدی

دلم به دستت ای مونس تمام رانده شده ها ...

 

إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ کَانَ یَقُولُ بِهِ إِنَّمَا هِیَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ
و به ناچار صاحب این امر غیبتی دارد که در آن معتقدان به امامت هم از اعتقاد خود بر میگردند ، این امر چیزی نیست مگر امتحانی از جانب خدا ، که خلق خود را به آن می آزماید

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٤/۸ توسط masood | نظرات()
درباره وبلاگ

به حساب وب نویس و اینکاره به مطلب ها نگاه نکنید!!!
پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
صفحات جانبي
پيوند ها



قالب وبلاگ

کد مداحی و آهنگ مذهبی

حرم فلش - کد وبلاگ ثانیه شمار فلش